بایگانی | جوانان

قطره ای از دریای نهج البلاغه: مورچه

قطره ای از دریای نهج البلاغه: مورچه

بقلم: زویا عالمی

نهج البلاغه کتاب امام علی (ع) است. امام علی(ع) جانشین پیامبر (ص) است. امام علی(ع) نه تنها پسر عموی حضرت رسول (ص) است بلکه ایشان تربیت شده پیامبر میباشند.  حضرت علی (ع) امام اول شیعیان است.

کتاب نهج البلاغه شامل گفته ها و نوشته های امام علی میباشد واین گفته ها و نوشته ها را بصورت خطبه ها، نامه ها و پندها (حکمت) تفسیم بندی کرده اند.

     حضرت علی (ع) در این کتاب نکات بسیار زیادی را برای ما بیان کرده اند که ما میتوانیم چیزهای زیادی را از آنها بیاموزیم.

     سخن را کوتاه کرده و در زیر قسمتی از خطبه ۱۸۵ نهج البلاغه را که در مورد مورچه میباشد می آوریم که اگر به آن خوب دقت شود می بینیم که چگونه حضرت علی (ع) در بیش از هزار سال پیش مردم را به توجه به طبیعت اطراف خود خوانده اند و همچنین تفاوتها و تشابهات گونه های مختلف موجودات را متذکر شده اند که خداوند متعال با قدرت و الطاف بی پایان خود آنها را آفریده اند.

 

 ……انْظُرُوا إِلَى الَّنمْلَةِ فِی صِغَرِ جُثَّتِهَا، وَلَطَافَةِ هَیْئَتِهَا، لاَ تَکَادُ تُنَالُ بِلَحْظِ الْبَصَرِ، وَلاَ بِمُسْتَدْرَکِ الْفِکَرِ، کَیْفَ دَبَّتْ عَلَى أَرْضِهَا، وَصَبَتْ عَلَى رِزْقِهَا، تَنْقُلُ الْحَبَّةَ إِلَى جُحْرِهَا، وَتُعِدُّهَا فِی مُسْتَقَرِّهَا. تَجْمَعُ فِی حَرِّهَا لِبَرْدِهَا، وَفِی وُرُودِهَا لِصَدَرِهَا مَکْفُولٌ بِرِزْقِهَا، مَرْزُوقَةٌ بِوِفْقِهَا لاَ یُغْفِلُهَا الْمَنَّانُ، وَلاَ یَحْرِمُهَا الدَّیَّانُ، وَلَوْ فِی الصَّفَاالْیَابِسِ، وَالْحَجَرِ الْجَامِسِ! وَلَوْ فَکَّرْتَ فِی مَجَارِی أُکْلِهَا، وَفِی عُلْوهَا وَسُفْلِهَا، وَمَا فِی الجَوْفِ مِنْ شَرَاسِیفِبط بَطْنِهَا، وَمَا فِی الرَّأسِ مِنْ عَیْنِهَا وَأُذُنِهَا، لَقَضَیْتَ مِنْ خَلْقِهَا عَجَباً، وَلَقِیتَ مِنْ وَصْفِهَا تَعَباً! فَتَعَالَى الَّذِی أَقَامَهَا عَلَى قَوَائِمِهَا، وَبَنَاهَا عَلَى دَعَائِمِهَا! لَمْ یَشْرَکْهُ فِی فِطْرَتِهَا فَاطِرٌ، وَلَمْ یُعِنْهُ عَلَى خَلْقِهَا قَادِرٌ. وَلَوْ ضَرَبْتَ فِی مَذَاهِبِ فِکْرِکَ لِتَبْلُغَ غَایَاتِهِ، مَا دَلَّتْکَ الدَّلاَلَةُ إِلاَّ عَلَى أَنَّ فَاطِرَ الَّنمْلَةِ هُوَ فَاطِرُ النَّخْلَةِ لِدَقِیقِ تَفْصِیلِ کُلِّ شَیْءٍ، وَغَامِضِ اخْتِلاَفِ کُلِّ حَیٍّ، وَمَا الْجَلِیلُ وَاللَّطِیفُ، وَالثَّقِیلُ والخَفِیفُ، وَالْقَوِیُّ وَالضَّعِیفُ، فِی خَلْقِهِ إِلاَّ سَوَاءٌ. {خلقة السماء والکون}….

 

…..به آن مورچه بنگرید،با جثه خرد و اندام نازکش،آنچنان خرد که نزدیک است‏که به گوشه چشم دیده نشود و به نیروى اندیشه، آفرینشش به تصور درنیاید که‏چگونه بر روى زمین مى‏رود و روزى خود به دست مى‏آورد و دانه به سوراخ مى‏کشدو در انبار خود مهیا مى‏دارد.در فصل گرما براى فصل سرماى خود دانه مى‏اندوزد،وبه هنگام در آمدن،راه دوباره بازگشتن را به یاد دارد.خداوند روزیش را ضمانت کرده‏و آنچه موافق حال اوست‏به او عطا کرده است.دادار نعمت دهنده از او غافل نشده و ایزد پاداش دهنده محرومش نساخته است.هر چند،که بر روى سنگى خشک وسخت که بر آن هیچ نمى‏روید جاى داشته باشد،باز هم روزى‏اش مى‏رسد.اگر درمجارى خوراک او در بالا و زیر و درون تن و اضلاع شکمش و چشمى و گوشى که‏بر سر او نهاده شده بنگرى،از آفرینش او در شگفت‏خواهى شد.و در توصیف آن به‏رنج‏خواهى افتاد.پس بزرگ است،خداوندى که مورچه را بر روى دست و پاهایش‏برپاى داشت و بر ستونهاى بدنش قرار داد.در آفریدن آن هیچ آفریننده‏اى با او شریک‏نبود.و توانمندى یاریش ننموده است. اگر در عوالم اندیشه‏ات به سیر و گشت پردازى و به نهایت رسى،به این امررهنمون شوى که آفریننده مورچه همان آفریننده نخل خرماست.به سبب دقتها وظرافتهایى که هر چیزى را از چیز دیگرى جدا مى‏کند و پیچیدگى اختلاف هر موجودزنده با دیگرى:یکى درشت و کلان است و یکى نرم و لطیف،یکى سنگین است ویکى سبک،یکى نیرومند است و یکى ناتوان،در آفرینش همه یکسان‏اند.خلقت‏آسمان و هوا و بادها و آب یکى است…..

 

در اینجا حقایقی در مورد مورچه ها به شما عرضه میشود:

 

 

     مورچه ها را همه جا می بینیم،  درخانه، جاده ها وحتی در داخل آشپزخانه> به نظر میرسد که آنها شیرینی خیلی دوست دارند مخصوصا شکر. معمولا وقتی که یک مورچه را می بینیم که در اشپزخانه ویا نزدیک غذا است، فورا می فهمیم که یک گروه از مورچه ها آنجا  پیداشون میشود.

     امروزه مورچه ها در همه جای دنیا دیده میشوند ولی در جاهای خیلی سرد آنها را نمی بینیم. مورچه ها موجودات خیلی جالبی هستند بخاطر اینکه با هم دیگر خیلی خوب کار می کنند و به هم کمک میکنند. قسمت خارجی بدن مورچه ها سخت است و به آن اسکلت خارجی میگویند که تمام بدن مورچه را حفاظت میکند.

     بدن مورچه ها دارای سه قسمت اصلی است: سر، تنه و پشت. سر شامل چشم ها، دهان و آنتن ها میباشد.ساختمان چشم مورچه ها پیچیده است وشاخکهای (آنتن ها) در بالای سرآنها است.

     مورچه ها نمیتوانند حرف بزنند و باری یکدیگر پبغام می فرستند. آنها نمیشنوند و صداها را ازطریق ارتعاشات متوجه میشوند. آنتنها وقسمتهای دیگر بدنشان در این مورد به آنها کمک میکنند.١

     مورچه ها همچنین از طریق ایجاد یک ماده شیمیای مخصوص به نام فرمون با هم ارتباط بر قرار میکنند. آین ماده  دارای بوی مخصوصی است که بسته به نوع پیغامی  است که مورچه ها میخواهند بدهند.٢

     مورچه ها برای ساختن لانه در زیر زمین سوراخ درست میکنند و برای دلشتن لانه بزرگترتونل درست میکنند. یک دسته از مورچه ها را که باهم در یک لانه باشند “کُلُنی” یا گروه میگویند. همیشه مورچه ها در زیرزمین زندگی نمیکنند. بعضی از گروه های مورچه  روی یک تکه چوب خشک شده ویا برگ بیجان زندگی میکنند.٣


١ Ann Heinrichs.  Ants.  Minneapolis: Compass Point Books, 2002, p.9.

 

٢ Kristin Petrie.  Bugs! Ants.  Minnesota: ABDO Publishing Company, 2009, p.10.

 

٣ Suzanne Slade.  Ants.  New York: The Rosen Publishing Group, 2008, p.6.

 

منتشر شده در آموزشی, جوانان

جوانان

جوانان

 

حکایت های اسلامی

 

داستان

 

حدیث

 

آموزشی

 

سرگرمی

 

مسابقه

منتشر شده در جوانان

اولین نمازگزاران اسلام

اولین نمازگزاران اسلام

 

عبدالله بن مسعود می‌گوید: در اولین مرتبه که از جریان امر رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) آگاه شدم، هنگامى بود که به همراه عموهایم با چند تن دیگر از قوم خود به قصد خرید اجناس وارد شهر مکه شدیم. و از جمله اجناسی که در نظر داشتیم آن را تهیه کنیم عطر بود و ما را برای تحصیل این متاع به سوى عباس بن عبدالمطلّب راهنمایی کردند.

     ما به جانب عباس رهسپار شدیم و او در نزدیکی چاه زمزم در نزدیکى خانه کعبه نشسته بود و ما هم پهلوى او نشستیم. در این هنگام مردى از درب صفا داخل مسجد شد که رنگ او سفید متمایل به قرمزى بود، موى سرش تا وسط گوش کشیده شده و پیچیده مانند بود، دماغ او باریک و صاف و اندک برآمدگى داشت، چشم‌هایش سیاه و بزرگ بود، دندان‌هاى سفید و برّاقى داشت، دست‌ها و پاهاى او درشت و مردانه بود، محاسن پُرى داشت و از دو پارچه‌ی سفید لباس پوشیده بود گویى که ماهیست چهارده شبه و از افق برتابیده است.

     این مرد خوش اندام وارد مسجد شد و در جانب راست او پسر نیکو رویى بود و در پشت سر آنان زنی آهسته قدم بر می‌داشت و خوب زینت‌هاى خود را پوشیده بود این سه نفر به سوى سنگ آسمانى حجرالاسود آمدند و به ترتیب حجر را دست کشیده و بوسیدند و سپس هفت مرتبه خانه کعبه را طواف کردند. و بعد از طواف در مقابل رُکن ایستاده و شروع کردند به نماز خواندن: دست برای تکبیر بلند کرده و تکبیر گفتند و بعد از قیام رکوع کردند، سپس به سجده رفتند و بعد باز قیام نمودند. و ما از مشاهده‌ى این جریان تعجب کردیم زیرا در سرزمین مکه این اعمال و اینگونه عبادت سابقه نداشته است.

     پس رو به سوى عباس کردیم و گفتیم: آیا این آئین جدیدى است که در میان شما پیدا شده است، یا چیزیست که آنرا نمی‌شناسیم؟ عباس گفت: آرى سوگند به پروردگار متعال که آن را نمی‌شناسید، این مرد برادرزاده‌ى من محمد بن عبدالله است و این پسر على ابن ابیطالب است و این زن خدیجه دختر خویلد و زن محمد است، و در روی زمین کسى به جز این سه نفر پیدا نمی‌شود که اینگونه و به این ترتیب خداوند جهان را پرستش کند.١


١ از کتاب  سیر اعلام النبلاء.

 

منتشر شده در حکایت های اسلامی

قویترین حیوان جنگل کیست؟

قویترین حیوان جنگل کیست؟

شیری از جنگل می گذشت به هر جانوری که می رسید؛ می پرسید: قویترین حیوان جنکل کیست؟

     جانور با ترس و لرز می گفت: البتّه شما.

     آنگاه شیر، سرش را تکان می داد و می گذشت تا به فیلی قوی پیکر رسید.  شیر از فیل پرسید: قویترین حیوان جنکل کیست؟

     فیل خرطومش را دور کمر شیر انداخت؛ او را از زمین بلند کرد و در هوا چرخاند و محکم به زمین انداخت.  شیر برخاست؛ خودش را تکان داد و گفت: برادر، از تو سؤالی کردم؛ اگر نمی دانی؛ بگو.  دیگر چرا اوقاتت تلخ می شود؟

© هیئت خیریه فاطمه زهرا صلوات الله علیها. تمامی حقوق برای این سایت محفوظ می‌باشد.

 

منتشر شده در داستان

عیبجویی از مؤمن

عیبجویی از مؤمن

ابی بُرد گوید: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) با ما نماز گزارد و پس آنگاه شتابناک به پا خاست و به سوی در مسجد رفت و دست بر در نهاد و با صدای بلند بانگ برداشت: ای ایمان آورندگان به زبان که ایمان در دلتان جای نگرفته!  عیب های مؤمنان را نجویید؛ زیرا هر که عیب های مؤمنان را بجوید خداوند نیز در پی عیب های او باشد و هر که خداوند عیب هایش را بجوید رسوایش سازد هرچند درون خانه اش باشد.

مصدر: شیخ صدوق.  ثواب الاعمال و عقاب الاعمال (پاداش و کیفر کردار)، ترجمه صادق حسن زاده.  قم: ارمغان طوبی، ١٣٨٨ هـ.ش.، ص.۵۵۵.

منتشر شده در جوانان, حدیث, حدیث, مقالات, گزیده ها

.
© هیئت خیریه فاطمه زهرا صلوات الله علیها تمامي حقوق براي اين سايت محفوظ مي‌باشد.