بایگانی | مقالات علمی

حضرت آیت الله العظمی شیرازی مد ظله العالی در شام غریبان حسینی: عاشورا پیمانه ناتمام

حضرت آیت الله العظمی شیرازی مد ظله العالی در شام غریبان حسینی: عاشورا پیمانه ناتمام

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی در شام غریبان عاشورای ١۴٣٢ (٢۵/٩/١٣٨٩) در حضور جمع کثیری از عزاداران حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بیانات ارزشمندی ایراد فرمودند.

آیت الله شیرازی پس از سپاس و تشکر از عزاداران و دعا برای قبولی طاعات و شعائر حسینیه از همه و آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون برای آنان، فرمودند: حضرت زینب سلام الله علیها در روز یازدهم محرم هنگامی که امام سجاد علیه السلام را تسلی می دادند، این سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله را به ایشان متذکر شدند که: «…وینصبون لهذا الطف عَلَماً لایعفو رسمُهُ»١ طف یکی از نام های کربلا یا بخشی از این سرزمین مقدس است و در لغت به معنای پیمانه ای است که هنوز پر نشده و قطعاً پر خواهد شد و معنای این اسم آن است که کربلا و این قیام پایان نیافته عَلَم و نشانه ها [وشعائری] بر پا خواهند کرد که هرگز زوال نمی یابند و این قیام و خون و شعائر تا زمان ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف و تا قیامت به اتمام نمی رسد و همچنان جوشان خواهد بود.

آیت الله شیرازی در بیان جایگاه و اهمیت بعضی از شعائر حضرت سیدالشهدا علیه السلام فرمودند: امام صادق علیه السلام فرموده اند: هر که این شعیره از شعائر را انجام دهد «لا یناله المتشحط فی دمه فی سبیل الله؛٢ یعنی کسی که با نیت پاک و قصد قربت در راه خدا در خون تپیده باشد به پاداش و ثواب آن نخواهد رسید». به تعبیر دیگر حتی مجاهدانی که در جنگ های دفاعی رسول خدا و امیرالمؤمنین صلوات الله علیهما وآلهما با نیت پاک و برای رضای خدا شرکت کرده و شهید شده اند، به این پاداش دست نمی یابند. این از خصائص حسینیه است، نه اینکه به معنای افضلیت امام حسین علیه السلام باشد زیرا آن حضرت فرموده اند که رسول خدا، حضرت امیرالمؤمنین، حضرت فاطمه زهرا و امام حسن صلوات الله علیهم اجمعین از ایشان افضلند. بنابراین، این ویژگی از استثناها و ویژگی های آن حضرت است.

حضرت آیت الله شیرازی در ادامه فرمودند: علمای شیعه کتاب کامل الزیارات را یکی از صحیح ترین و معتبرترین کتب حدیث شیعه دانسته اند. در این کتاب آمده است که امام صادق علیه السلام فرموده اند: نسبت به شخصی که فلان شعیره از شعائر را انجام می دهد، اگر بشنوی که ملائکه درباره ی آن چه می گویند در آن صورت «لأقمت عمرک عند قبر الحسین؛٣ تمام عمرت را در کنار مرقد مطهر امام حسین علیه السلام سپری می کردی».

آیت الله شیرازی در ادامه بیاناتشان فرمودند: امام حسن عسکری علیه السلام از زبان رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «اللهم العن قتلة الحسین علیه السلام ومحبیهم وناصریهم والساکتین عن لعنهم؛۴ یعنی خدایا قاتلان امام حسین علیه السلام را و دوستداران و یاوران و کسانی را که از لعنِ آنان ساکت هستند و لعن نمی کنند، لعن کن».

 این سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است که هرگز خطا نمی کنند و به تعبیر قرآن مجید «وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَی؛۵ یعنی هرگز سر خود و طبق میل خود سخن نمی گوید بلکه سخن او از وحی است که به او القا می گردد». تعبیرِ «الساکتین عن لعنهم» اطلاق واسع دارد.

حضرت آیت الله العظمی شیرازی مدظله العالی در تبیین شدّت گناهِ منع شعائر و عزاداری های حضرت سیدالشهدا علیه السلام مواردی را از تاریخ برشمردند و فرمودند:

در زمان مأمون و معتصم عباسی، به سبب سیاست تضلیل، زیارت امام حسین علیه السلام آزاد شد، اما متوکل پسر معتصم در طی یازده سال آخر حکومتش مانع زیارت کربلا شد و در راه زیارت بسیاری از زوّار را به شهادت رساند و شکنجه کرد و در زندان انداخت. او اعلام کرد که هر که در کنار قبر امام حسین علیه السلام دیده شود در سیاهچال (مطبق) حبس خواهد شد و (مطبق) یکی از بدترین سیاهچالهای تاریخ است، که هنگامی که (متوکل) مُرد، بعضی ها را از آنجا بیرون آوردند، مثل حیوانات تمام بدنشان را مو پوشانیده بود، و بسیاری در آن (مطبق) میمردند و از بین می رفتند، فقط و فقط بجرم زیارت امام حسین علیه السلام. امام هادی علیه السلام که در زمان متوکل در شهر سامرا تبعید بودند، روزی مریض شدند و امر فرمودندکه شخصی را وکیل کنند تا به کربلا برود و در کنار مرقد امام حسین علیه السلام برای شفای ایشان دعا کند. 

ابوهاشم جعفری که از اصحاب ثقات بوده عرض کرد: آقا شما هم امامید و معصوم و همه شما یک نورید. خودتان برای شفای خودتان دعا کنید. امام هادی علیه السلام فرمودند: بله اما خدای متعال خواسته که این شعائر به هر قیمتی بر پا شود و شفا در همان جا از خدای متعال درخواست شود.

آیت الله شیرازی در ادامه با تأسفِ فراوان فرمودند: چند انفجار در کربلا شد و بعضی ها گفتند که در این شرایط رفتنِ به کربلا (نعوذبالله) حرام است. این همه تصادف در راه زیارت حضرت امام رضا علیه السلام می شود آیا موجب حرمت زیارت می گردد؟ سال گذشته در بعضی روزنامه ها نوشتند کسانی که در راه زیارت حضرت رضا علیه السلام کشته شدند، در یکسال بیش از دو هزار نفر بودند. از یک طرف حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام درباره متوکل فرموده اند: وعاشرهم اکفرهم۶ یعنی متوکل که دهمین حاکم عباسی است از همه شان کافرتر است، این (متوکل) با این اوصاف را، در فتوحات ابن عربی می بینیم که او را خلیفة الله واقعی و حقیقی می داند و برای او خلافت ظاهریه و خلافت باطنیه قائل است، یعنی هم حاکم شده و هم واقعاً خلافت خدا را دارد. پهلویِ اول در آغاز حکومتش جلوی عزاداران عزاداری می کرد و گل به پیشانیش می گذاشت اما پس از آنکه پایه های حکومتش قدری محکم شد مانع عزاداری و اقامه شعائر شد. ببینید متوکل کجاست؟ ابن عربی کجاست؟ پهلوی کجا رفت؟ آنها که گفتند مأموریم و المأمور معذور کجا رفتند؟ عزاداران حسینی هم کجا رفتند؟ خدا می فرماید: «فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَفَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ؛٧ برخی از آنها در بهشت هستند و برخی در دوزخِ شعله ور».

حضرت آیت الله شیرازی درباره محدود شدن برخی از شعائر حضرت سیدالشهدا علیه السلام و در نتیجه گسترش آن در دنیا فرمودند: مگر می توان شعائر را محدود کرد؟ بعثی ها سی سال با شعائر جنگیدند، عزاداران را کشتند و تا الآن ـ بعد از هفت سال هنوز ـ گورهای دسته جمعی پیدا می شود، با این حال ـ حسب نقل ـ در سال اول پس از سقوط در عراق، زوّار و عزاداران امام حسین علیه السلام بیش از سی برابرِ سالِ پیش از منع شده بودند و میلیون ها نفر به کربلا رفتند. سی سال قبل در کنار کاخ سفید و کاخ کرملین و در استرالیا و بسیاری از مناطق جهان حسینیه نبود، اما الآن هست این همان فرمایش رسول خداست که فرمودند: «وینصبون لهذا الطف» نه فی هذا الطف. بلکه برای (طف) در تمام نقاط دنیا. باید بپذیریم که شعائر امام حسین علیه السلام همیشه رو به فزونی و گسترش است.

آیت الله شیرازی در بیان مقام والا و استثنائی امام حسین علیه السلام فرمودند: پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرمایند: «إن الحسین فی السماء اعظم منه فی الأرض؛ امام حسین علیه السلام در آسمان با عظمت تر است از آن حضرت در زمین» از این رو در بهشت برای هیچ یک از معصومین علیهم السلام عزاداری نشده است، چون جای شادی و آرامش است نه عزا، اما برای شهادت امام حسین علیه السلام این تعبیر را داریم: «ولطمت علیک حورالعین؛٨ وحور العین برای شهادت تو بر چهره زدند» در فقه خراشیدن صورت حرام است و کفاره دارد، اما برای امام حسین علیه السلام می بایست صورت ها را خراشید و این مستحب است، بلکه گاهاً ـ بعنوان ثانوی ـ واجب کفایی، و حتی واجب عینی می شود.

حضرت آیت الله العظمی شیرازی مدظله العالی در ادامه فرمودند: در جلد دهم اعیان الشیعه نقل کرده که حدوداً هشتاد سال قبل در زمان مرحوم نائینی ده ها تن از مراجع در تأیید شعائر حسینی فتوا داده اند. در این میانه نسبت به برخی شعائر حرف و سخن شد. یک شخصی بر این مطلب حاشیه زده و گفته که پس از آن کسانی را که موافق تمام شعائر بوده از علویون و مخالفانِ آنها را امویون می نامیدند و طبعاً من از امویون به حساب می آمدم. این شخص مگر سواد و علم نداشت؟ مگر با متون حدیثی ناآشنا بود؟ چه کسی این حرف را در ذهنش آورده است؟ (نعوذ بالله). خدای را شکر می گویم که از وقتی چشم باز کردم در راه اهل بیت علیهم السلام و فرمایشات آنها بوده ام.

آیت الله شیرازی فرمودند: یکی از سال ها شب هشتم یا شب تاسوعا که در کربلا یکسره گریه و ماتم بود، مرحوم والد برای اقامه نماز مغرب وارد صحن مطهر شدند که یکی از اهل تردید درباره ی سیاه پوشیدن شبهه ای مطرح کرد و پرسید: آقا سیاه پوشیدن برای امام حسین علیه السلام جایز است؟ ایشان فرمودند: بله، جایز است. او گفت: فلان کس می گویدکه حرام است. مرحوم والد با مکث کوتاه و با زبانی ملایم فرمودند: من کسی را دیدم که از ایشان علمش و تقوایش کمتر نبود ولی در عزای اهل بیت علیهم السلام سیاه می پوشید.

باید دقت کرد که در مسأله امام حسین علیه السلام تقصیر که بجای خود، گاه قصور هم انسان را می سوزاند. یکی از افراد حاضر در سپاه دشمن در کربلا که هیچ کاری نکرد و خود را از جنگ کنار کشیده بود در خواب دید که رسول خدا صلی الله علیه وآله در برابرشان طشت خونی است و (میلی) مثل میل سورمه دان در دست دارند، آن میل را در خون زدند و در چشمان او کشیدند. پرسید: آقا مگر من چه کرده ام. نه تیری انداختم نه شمشیری زدم و نه کاری کردم. حضرت فرمودند: «کثّرت السواد؛٩ یعنی سیاهی لشکر شدی [علیه پسرم]» او، کور بیدار شد. لذا در مسأله ی امام حسین علیه السلام هیچ عذری و قصور و تقصیری پذیرفته نمی شود چون مسأله تکوینی است و دنیا و آخرت انسان را می سوزاند.

حضرت آیت الله شیرازی در پایان و در پاسخ به این شبهه که امام حسین علیه السلام پیروز شدند و برای پیروزی گریه و زاری ضرورتی ندارد، فرمودند: بله، پیروز شدند، و قطعاً اسلام محمدی الوجود وحسینی البقاء است، اما این پیروزی به قیمت مصیبتهای بسیار سنگین بود، و خواست خداست که شعائر و عزاداری ها همیشه برپا شوند. رسول خدا صلی الله علیه وآله می دانستند که امام حسین علیه السلام پیروز می شوند و اسلام را جاودانه می کنند، ولی با این حال، برای آن حضرت گریستند و عزاداری نمودند، رسول خدا صلی الله علیه وآله حتی در عروسی حضرت زهرا علیها السلام روضه خواندند.

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می دانند که آن حضرت پیروز شدند ولی می فرمایند: «لأبکین علیک بدل الدموع دما؛١٠ برایت به جای اشک خون گریه می کنم» این خواست خداست که عاشورا و عزاداری و یاد اباعبدالله الحسین علیه السلام جاودانه بماند.


 



     ١علامه مجلسی، بحارالأنوار، لبنان: مؤسسة الوفاء بیروت، ١۴٠۴ هـ.ق.، ج.٢٨، باب ٢، ص.۵٧.

 

     ٢محدث نوری، مستدرک الوسائل، قم: مؤسسه آل البیت، ١۴٠٨ هـ.ق.، ج.١٠، باب ۵٧، ص.٣۴٣، ح.١.

 

     ٣محدث نوری، مستدرک الوسائل، قم: مؤسسه آل البیت، ١۴٠٨ هـ.ق.، ج.١٠، باب ۴۵، ص.٣٠١، ح.٢.

 

     ۴علامه مجلسی، بحارالأنوار، لبنان: مؤسسة الوفاء بیروت، ١۴٠۴ هـ.ق.، ج.۴۴، باب ٣۶، ص.٣٠۴.

 

     ۵قرآن کریم، سوره نجم، آیه ٣ و ۴.

 

     ۶ابن شهر آشوب، مناقب، قم: مؤسسه انتشارات علامه، ١٣٧٩ هـ.ق.، ج.٢، ص.٢٧۶.

 

     ٧قرآن کریم، شوری، آیه ٧.

 

     ٨علامه مجلسی، بحارالأنوار، لبنان: مؤسسة الوفاء بیروت، ١۴٠۴ هـ.ق.، ج.٩٨، باب ٢۴، ص.٣٢٣، ح.٨.

 

     ٩مثیرالأحزان، ص.٨٠، ص.٣٢٢.

 

      ١٠علامه مجلسی، بحارالأنوار، لبنان: مؤسسة الوفاء بیروت، ١۴٠۴ هـ.ق.، ج.٩٨، باب ٢۴، ص.٣٢٠، ح.٨.

منتشر شده در مقالات, مقالات علمی

بیانات حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی دام ظله العالی در اهمیت عزاداری ایام عاشورا

بیانات حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی دام ظله العالی در اهمیت عزاداری ایام عاشورا

بیانات حضرت آیة الله العظمی وحید خراسانی دام ظله العالی در دیدار جمعی از مبلغین با موضوع عظمت زیارت امام حسین علیه السلام، مقام قمر بنی هاشم سلام الله علیه و اهمیت عزاداری ایام عاشورا

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم: (وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا)

 

این بیان خداست: کیست احسن قولا از کسی که دعوت کند به خدا و آن دعوت توأم باشد با عمل صالح.

 

کسانی که در این ایام به تبلیغ این دین و این مذهب می روند، اینها باید بدانند کاری که متکفل اند کار انبیاء است، الذین یبلغون رسالات الله. این کار فوق بیان و تکلم ماست.

 

آنچه مهم است در این زمان حفظ ایتام آل عصمت است، مردمی منقطع از امام زمانشان، با این ابتلائات زندگی ، با حرمان از مبانی مذهب و دین ، به قدری این کار ارزش دارد[که] اگر در این سفر بتوانید یک بیگانه از امام زمان را با ولی عصر آشنا کنید یک تارک الصلاة را به نماز بیاورید، اجرتان به اندازه ای است که قابل وصف نیست ، چون رسول خدا به شخص امیرالمؤمنین فرمود: اگر کسی به وسیله تو یکنفر را هدایت کند “خیر لک مما طلعت علیه الشمس”، از آن روزی که این منظومه شمسی به وجود آمده تا آن روزی که (إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ وَإِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ) تا آن روز آنچه آفتاب بر آن تابیده ارزش این کار را ندارد منتها باید آنچنان تبلیغ دین کرد که صاحب دین خواسته.

 

(أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ، تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا). شجره طیبه دین یک ریشه دارد، این درخت تنه ای دارد، شاخه هایی دارد برگهایی دارد، میوه ای دارد. کسانی که به تبلیغ می روند باید متوجه بشوند وظیفه آنها چیست؟ ریشه درخت دین عقائد حقه است، معارف اهل بیت است. این اصل و ریشه ی این شجره طیبه است. تنه این درخت اخلاق فاضله است، ملکات حمیده نفسانیه. شاخه های این درخت اعمال صالحه است. اگر عقیده، عقیده حقه شد، ملکات نفسانی، اخلاق فاضله شد، رفتار، اعمال صالحه شد، ثمره ی این شجره سعادت ابدی است، یعنی قابل حد و اندازه نیست.

 

حیات ابد، زندگی که آخر ندارد، باید تأمین بشود اینجا. وظیفه مبلغین در آن مناطق و به هرجا، یکی دفع شبهات است. همانطوری که بدن مبتلا به انواع میکروب می شود، روح هم مبتلا به انواع شبهات می شود. شبهات مخالفین دین، آن هم با کمک شیطان در مغز این طبقه که از دین اطلاع ندارند قهراً تولید مرض روحی می کند. وظیفه شما دفع این شبهات است. هر کس آلوده شده روحش به شبهه ای از مذهب باطلی، مثل طبیب حاذقی تمام قدرت را صرف کنید آن درد را درمان کنید. بعد تقویت کنید عقول این مردم را به این مذهبی که دنیا را به زانو درآورده، قدرت منطقش و قوت استدلالش تمام مسیحیت را بیچاره کرده.

 

یهود، نصاری، منکرین خدا، اهل مذاهب باطله در مقابل قدرت برهان این دین بیچاره اند، منتها باید شما قدرت علمی پیدا کنید، اگر آن قدرت پیدا شد می شود حسن بن یوسف بن مطهر، علامه حلی. سلطان وقت علمای چهار مذهب را جمع کرد، ارکان حنفیه، مالکیه، شافعیه، حنبلیه. یک مرد پیدا شد با قدرت علمی در آن مجلس نشست و برخاست سر چهار مذهب را به سنگ کوبید، پرچم تشیع را در این مملکت برافراشت. صبح تمام مملکت رسماً سنی بود، ظهر ورق برگشت خطبه های نماز جمعه در سرتاسر مملکت عوض شد. این قدرت یک پهلوان در دین است. بنیه علمی را قوی کنید، علم مرد می کند روح را، حالت فاعلیت دارد، جهل حالت انفعال می آورد. این وظیفه اول.

 

وظیفه دوم: با این برنامه تحکیم عقائد، تعلیم احکام، تهذیب اخلاق، آنچه همه را به ثمر می رساند، عاشورای حسین ابن علی است. مردم را بیدار کنید، چه خبر است؟ عاشورا چیست؟ بفهمانید به مردم، چه قیامتی است؟ یک کلمه ما می گوییم اما کجا در حد فهمیدن ایم که کی بود؟ چه کرد؟ کاری که او کرد چه کاری بود؟ خود او که بود؟ این دریایی است که مثل شیخ انصاری غرق می شود، مثل محقق و علامه، مات و مبهوت می مانند. کجا ما فهمیدیم عاشورا چیست؟ کسی مگر قدرت دارد[که] اصحاب او را بشناسد تا برسد به خودش.

 

این بیان کیست؟ بیان، بیان رأس و رئیس مذهب است، امام ششم آن کسی که از مبدأ تا معاد، از طهارت تا دیات، هر چه هست به برکت نفس اوست، آن کسی که جوهر صد و بیست و چهار هزار پیغمبر را به صورت مذهب جعفری به دنیا عرضه کرد، او بیانش این است…، کسانی که اهل فن اند می فهمند شهادت چه اندازه دشوار است، شاهد کی می تواند شهادت بدهد؟ آن وقتی که مشهودٌ به مثل آفتاب واضح و روشن باشد، آنی که محیّر العقول است این است که امام ششم متن کلامش این است:

 

اشهد، شهادت می دهم، لقد اقشعرت لدمائک – لدمائکم- اظلة العرش، شهادت می دهم انّ دمک سکن فی الخلد. هر جمله اش بهت آور است، این بیان امام ششم است، شهادت می دهم خون تو در خلد مسکن کرد، کسی که خونش در خلد برین است، آیا روحش کجاست؟ سیدالشهداء این است. بعد مطلب به اینجا می رسد: در مقابل خون تو و خون اصحاب تو اظله عرش به لرزه افتاد، وبکی له جمیع الخلائق. الخلائق جمع محلی به ال است. لا یشذ عنه شاذ، غیر خدا، خلاصه، به جز ذات قدوس او آنچه در قلمرو خلقت است، همه برای سر بریده تو گریه کرد، این چه غوغایی بوده؟ چه کرده؟ و بکت له السماوات السبع والارضون وما فیهنّ وما بینهنّ ومن یتقلب فی الجنة والنار وما یری وما لا یری. عقل مبهوت است، هفت آسمان، تمام این کهکشانها، همه در آسمان اول است. متن قرآن این است: (وَزَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ) ، این کهکشانهایی که میلیاردها در این فضا منتشرند همه در آسمان اول اند، حالا در هفت آسمان چه خبر است؟ بیان امام ششم این است: سماوات هفتگانه و همه زمینها و هرچه در آنها هست و هر چه بین آنها هست، برای عزای حسین ابن علی گریه کردند. حالا یک عده بیسواد پیدا شدند، می گویند این عزاداری ها افراط است. این غلطها نتیجه جهل است. کیست که بفهمد عاشورا چه روزی است؟ کیست که بداند چه سری بالای نیزه رفت؟ کیست که بفهمد چه دستی کنار نهر علقمه از بدن جدا شد؟

 

به مردم بفهمانید این مطالب را. رفاعة بن موسی النخاس، موثق است به توثیق شیخ، نجاشی، ابن شهرآشوب، علامه. همچو مردی آمد خدمت امام ششم. او با هر کسی این حرفها را به میان نمی گذارد، همچو مردی باید باشد، فرمود: رفاعه امسال به حج نرفتی؟ گفت: جعلت فداک، مال من امسال وفا به حج نکرد، ولی عرفه رفتم کنار قبر حسین بن علی. بعد که این کلمه را گفتم، سکت طویلا. این دقائق را خوب درک کنید، مدتی سکوت کرد. حالا در این سکوت چه خبر بود؟ ما و همه فقها و علما عاجزتر از این اند که بفهمند آن سکوت چه اسراری داشت؟ حجی که عظمتش این قدر است: یکنفر به حج نرسید، به رسول خدا عرض کرد چه بکنم که جای حج را پر کند؟ پیغمبر اشاره کرد به کوه ابی قبیس، فرمود: اگر این کوه را طلا کنی و در راه خدا انفاق کنی جای حج را نخواهد گرفت. حج خانه خدا این است. بعد آنی که عقل را مبهوت می کند این بیان است: بعد از مدتی سکوت سر بلند کرد، فرمود: ای رفاعه لا تترک زیارة الحسین ابدا، لولا، اگر این نبود که من کراهت داشتم، که مردم دست از حج بردارند، آن وقت می گفتم در زیارت قبر او چه خبر است؟ خلاصه این را من می گویم شما بروید مدتها فکر کنید، بعد فرمود: ای رفاعه من زار الحسین عارفاً بحقه کسی که زیارت کند او را و بشناسد او کیست، بشناسد کیست…، کسی است که خدا پیغمبر خاتم را فرستاد به زمین، عقل کل را فرستاد به زمین برای این که خون اصحاب او را پیغمبر در شیشه کند و به عرش ببرد. اگر حسین را بشناسی، من زار الحسین عارفا بحقه – این بیان امام ششم است- خدا به او چه می دهد؟ از وقتی حرکت می کند هزار ملک در یمین او، هزار ملک در یسار او…، اینها را باید درک کنید از نظر دلیل انّی، کشف کنید که اثر وقتی این است مؤثر کی بوده که همچو اثری گذاشته؟ از میوه درخت را باید شناخت، از گوهر معدن را باید شناخت، از زیارت قبر او نزد خدا باید فهمید چه مقامی دارد و چه کرده که زیارت قبر او این شده، آن چیست؟ هزار ملک از یمینش، هزار ملک از یسارش، همراهی اش می کنند تا کنار قبر آن حضرت، تا برگردد به خانه اش، بعد یک زیارت قبر او… به نص بیان امام ششم، آن هم چه بیانی، بیانی که شیخ الطائفه رئیس الفرقه شیخ طوسی در مصباح المتهجد و صلاح المتعبد متجاوز از هزار سال بر این قضیه گذشته، این خبر در همچو سندی است در همچو کتابی است، آن هم به قلم همچو کسی است که رأس و رئیس تمام علمای طائفه است در ظرف هزار سال، مطلب این است، خدا به آن یک زیارت، ثواب هزار حج، ثواب هزار عمره می دهد، آن هم حجی که در رکاب نبی ای باشد و عمره ای که در رکاب نبی ای اَو وصی ای، خلاصه کلام کسی که به زیارت قبر او برود- به نص بیان امام ششم- یک زیارت قبر او ثواب هزار حج، آن هم در رکاب امیرالمؤمنین دارد، ثواب هزار عمره در زیر بیرق خاتم النبیین دارد. این سیدالشهداء است. چه کرده که خدا به او همچو مقامی داده. آن وقت این غلطها که این عزاداری ها افراط است… .

 

هیئت های حسینی بیدار بشوند، اولا مواظب باشند مبادا عزاداری ها آلوده به گناهی بشود. آنچه مهم است این است که این اکسیر احمر باطل نشود، (إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ). عزاداران حسینی باید منزه از حرام [باشند]، اتیان واجبات ، ترک محرمات [شود]، هیئات باید مظاهر تقوی باشند، علم هایی که افراشته می شود زیر آن علمها مبادا یک نظر نابجایی، یک کلمه ناروایی، یک عمل فاسدی انجام بشود، چون این هیئتها مورد نظر شخص خاتم انبیا است. از حرام اجتناب کنید، واجبات را به جا بیاورید، در عزای او هرچه بکنید در حد خودتان است، نه در حد او.

 

فُجع به الرسول و ازعجت البتول وطاشت العقول. اصلا مبهوتم چه بگویم؟ رسول در عزای او فاجعه زده شد، بتول یعنی فاطمه زهرا وضعش به جایی رسید که هر روز برای او شیون می زند، و صیحه زهرا تمام ملائکه را بیچاره کرده، وطاشت العقول، عقلها پریشان شد، این چه مقامی است؟ از خود او نمی شود دم زد، خدا باید ذکر او را بکند. سوره والفجر بیان خدا برای سر بریده سیدالشهداء است: (یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ، ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً)، حجت خدا فرمود: این سوره در شأن جد من است. ما از او بگذریم!!!

 

امام چهارم، صاحب زبور آل محمد، زین العابدین سید الساجدین یک نگاه کرد به عبیدالله بن عباس بن علی بن ابی طالب، فاستعبر، چشمش به یتیم قمر بنی هاشم افتاد، اشکها سرازیر شد. خوب در بیان امام دقت کنید، بعد که گریه کرد، فرمود: هیچ روزی بر جدم رسول خدا سخت تر از روز احد نگذشت، در آن روز اسد الله و اسد رسوله، شیر خدا، شیر پیغمبر خدا کشته شد، حمزه سیدالشهداء کشته شد، این روز سخت ترین روز بود بر جدم. این بیان امام چهارم است، آن هم نسبت به شخص اول عالم امکان. بعد از آن روز، روزی بود که جعفر ابن ابی طالب کشته شد. بعد که هر دو روز را گفت آن وقت فرمود: لا یوم کیوم الحسین، خلاصه، پیغمبر روزی مثل روز عاشورا برایش نگذشته. خدا می داند که بر شخص خاتم چه گذشت؟ آنچه که مهم است این است، بعد که این کلمات را فرمود آن وقت فرمود: رحمت خدا، رحمت خدا بر عموی من عباس. بیان امام را من نمی توانم بگویم. خودش را فدا کرد، چه جور فدا کرد؟ اصلا شهادت قمر بنی هاشم گفتنی نیست، فکر کنید. دست، بریده…، چه کرده؟ دست راست که افتاده بود آن وقت گفت: والله ان قطعتم یمینی، انی احامی ابدا عن دینی، وعن امام صادق الیقین. همچو کسی بود، بعد که دست چپ افتاد، آن وقت گفت: قد قطعوا ببغیهم یساری. شهادت اینجور شهادتی بود.آن وقت آنچه که عقل همه حکماء و فهم همه فقهاء را مبهوت می کند این جمله است، فرمود: برای عمویم عند الله…، عند الله یعنی چه؟ فوق بهشت است، فوق خلد برین است، ان لعمی العباس عند الله چیست؟ منزلتی است، مقامی دارد عند الله که غبطه می خورند به آن مقام جمیع الشهداء. واقعاً بهت آور است. از اول خلقت حساب کنید، از زمان آدم که هابیل شهید شد تا روز احد که حمزه سیدالشهداء به شهادت رسید، تا شهدای بدر، احد، ختم کجاست آن روزی که امام زمان ظهور کند، شهدای در رکاب او همه در کلمه جمیع الشهداء مندرج است، حالا مقام چه مقامی است که همه اینها به آن مقام غبطه می خورند. این مقام علمدار اوست، حالا خود او کجاست؟

 

آنچه که من شنیده ام، خدا نکند که چنین باشد، غلطی می خواهند انجام بدهند که اگر این غلط را انجام دادند، من وظیفه ام این است که به آنها گوشزد کنم: اگر سعادتمند باشند در دنیا بیچاره خواهند شد، اگر اهل شقاوت باشند در دنیا آسیبی به ان نخواهد رسید، ولی آن وقتی که دست بریده او وارد محشر بشود، کمر همه آنها را خواهد شکست که برای ابد از رحمت خدا محروم باشند، و آن کلمه این است، شنیده ام می خواهند…، لا اله الا الله…، می خواهند قمر بنی هاشم را به نقش هنرپیشه ها درآورند. کسی که حجت خدا مقابل قبر او می ایستد و می گوید: سلام خدا، سلام تمام انبیا، سلام تمام اوصیا، سلام تمام شهدا بر تو یا بن امیرالمؤمنین، کسی که هر صبح و شب، خدا و صد و بیست و چهار هزار پیغمبر به او سلام می کنند، این را می خواهند به نقش هنرپیشه ها درآورند. خدا نکند چنین غلطی بکنند، آن وقت هر چه پیش آید و هر چه ما بگوییم معذوریم. باید جوانهای غیرتمندِ فانی در قمر بنی هاشم، تاسوعای امسال- غیر از تاسوعاهای هر سال است در اثر این صحبت غلط- باید روز تاسوعای امسال محشری سرپا کنند در عزای قمر بنی هاشم، تا بگویند ای دست بریده کربلا، ای فرق سر پاشیده از عمود در راه خدا، تو…، تو بالاتر از اینی.

 

ای روزگار، ای دنیای ناپایدار، باید روزگاری بشود که ما زنده باشیم و در این روزگار بخواهند هنرپیشه ها نقش او را به مردم نشان بدهند. مردم بدانید! این نقشه ها برای این است، وقتی قمر بنی هاشم را به آن صورت نشان دادند، دیگر این سوز و گداز در روضه ها نخواهد بود، آن کسانی که آن صحنه را ببینید آن هنرپیشه را تماشا کنند، اینها دیگر آنچنان که باید در عزای او نمی سوزند، ولی باید بدانند اگر با چکمه، با کراوات خواستند این چراغ را خاموش کنند نشد، با این ریشها، با این یقه های باز هم، این نور خدا خاموش شدنی نیست.

 

دیگر ختم کلام: پشت و پناه عالم کیست؟ پشت و پناه اولین و آخرین کیست؟ امید تمام عالم به کیست؟ امید تمام اولین و آخرین به آن وقتی است که مادرش پیراهن غرقه به خونش را سر دست بگیرد، پشت و پناه عالم او است، خدایا من چه جور بگویم، آن کسی که پشت و پناه عالم امکان است، وقتی آمد کنار نهر علقمه گفت: الان کمرم شکست. ای قمر بنی هاشم، تو چه کردی، تو که بودی که وقتی به زمین افتادی آن کسی که هر مصیبتی می دید، رنگش مثل گل سرخ برافروخته تر می شد، اما وقتی تو را دید، گفت: الان دیگر ناامید شدم، انقطع رجائی، ای ماه بنی هاشم، تو که بودی که وقتی کنار نهر علقمه گوشواره عرش خدا آمد، گفت: الیوم نامت اعین بک لم تنم، وتسهدت اخری فعز منامها، تو رفتی اما به رفتنت خواب از چشم زینب رفت.

منتشر شده در مقالات, مقالات علمی

پیام حضرت آیت الله العظمی روحانی مد ظله العالی به مناسبت ایام عزاداری حضرت سید الشهداء (ع)

پیام حضرت آیت الله العظمی روحانی مد ظله العالی به مناسبت ایام عزاداری حضرت سید الشهداء (ع)

پیام حضرت آیت الله العظمی روحانی«مد ظله العالی» به مناسبت ایام عزاداری حضرت سید الشهداء(ع)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند در قرآن کریم می فرماید:

وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ

صدق الله العلی العظیم

 

جهان تشیع در آستانه فرارسیدن روزی بزرگ و یکی از ایام الله یعنی روز عاشورا، روز خون و شهادت و جانفشانی در راه حق می باشد. روزی که امام حسن مجتبی(ع) درباره آن فرمود:«لا یوم کیومک یا اباعبدالله» همچنانکه امام رضا(ع) نیز درباره آن فرمود: «إنّ یوم الحسین أقرح جفوننا و أسبل دموعنا، و أذّل عزیزنا یا أرض کربلا أورثتنا الکرب و البلاء إلى یوم القیمة فلیبک الباکون.»

هرچند شیعیان هر ساله این روز را با برپایی مراسم عزاداری، بزرگ می دارند، اما مطلبی که این روزها داغ و سوز دل شیعیان را دو چندان می کند، برخی دیدگاه‌های انحرافی است که از سوی افرادی مغرض هم در داخل کشور و هم در بعضی از کشورهای عربی مطرح می شود و نسبت به فایده و کارآمدی شعائر حسینی تردید ایجاد می کند. شاید اگر این صداهای غرض آلود از درون مکتب تشیع نبود، درک و تحمل آن برای ما آسانتر بود. اما صد افسوس که اینان با به تن کردن لباس تشیع و پنهان کردن خنجر خویش در زیر این لباس، می کوشند به مکتب شیعه ضربه بزنند و با خنجر زهرآلود خویش اندیشه تشیع را مسموم سازند.

سؤال این است که دلیل این کینه توزی ها نسبت به شعائر حضرت سید الشهدا(ع) چیست؟ آیا ارزش‌های اخلاقی و معارف دینی -همچون جانفشانی در راه عقیده، برخاستن در برابر طاغوت‌ها و ایستادگی و پایداری در راه حق- که در پی احیای این شعائر در دلهای مؤمنان نهادینه می‌شود، این غرض ورزان را به کینه توزی وا می‌دارد؟ و یا ترس و وحشتی که در دشمنان خدا می‌افتد، آنان را نگران کرده است؟!

چگونه است که ادعای حسینی بودن و دلبستگی به شعائر حسینی دارند، اما اینگونه در این معارف مکتب تشیع تشکیک می کنند؟ چرا به جای مبارزه با این شعائر، همه توان و تلاش خود را در راه افشای جنایات یزید و یزیدیان نمی گذارند؟!

در اینجا با تمام وجود فرارسیدن سالروز این مصیبت و فاجعه بزرگ را به حضرت صاحب العصر و الزمان -روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء- و به شیعیان مخلص و با ایمان آن حضرت تسلیت عرض می کنم و به همین مناسبت، نکات زیر را خطاب به مؤمنین یادآور می شوم:

اول: به یکایک فرزندان مؤمن خویش در سراسر جهان تشیع می گویم : وظیفه شما در این مرحله حساس تاریخی این است که همه تلاش خود را برای احیای این روز بزرگ به کار بندید. این مهم از رهگذر برگزاری مجالس سوگواری و شرکت در این مراسم، اقامه شعائر الهی مرتبط با مسأله عاشورا و هزینه کردن اموال فراوان در این راه ممکن می شود. چراکه این تلاش ها، کمترین کاری است که برای خنثی کردن نیرنگ افراد مغرض و پاسخ به شبهه افکنی ها باید انجام داد. تجمع شیعیان موجب احیای فرهنگ اهل بیت (ع) می شود. همچنانکه حضرت امام جعفر صادق (ع) نیز بر این مسأله تأکید ورزیده اند. ایشان می فرمایند: «فإنَّ فی اجتماعِکم ومذاکرتکم إحیاءٌ لأمرنا، وخیرُ الناسِ بعدنا مَن ذاکرَ أمرَنا، ودعَا إلى ذِکرِنَا.»

حتی در نقل دیگری –که معتبرتر نیز می باشد- این روایت با تعبیری بسیار شگفت آور آمده: « فإنَّ فی اجتماعِکم ومذاکرتکم إحیاءَنا». به اعتقاد من، قلم از بیان معانی والای آن ناتوان است.

برپایه این روایت روشن می شود که صرف حضور در مجالس و دسته های عزاداری، امری بسیار مطلوب است. بنابر این برخلاف آنچه برخی افراد غافل در داخل و خارج ترویج می کنند، دنبال کردن مراسم عزاداری و سخنرانی از راه تماشای شبکه های مختلف ماهواره ای و تلویزیونی و یا استفاده از سی دی های صوتی وتصویری کافی نیست. زیرا روشن است که همین حضور مؤمنان در مراسم و مجالس عزاداری فریادی رسا بر سر ستم و ستمگران به شمار می رود و موجب به لرزه در آمدن کاخهای مستکبران جهان می شود .

دوم: به فرزندان مؤمن خویش که در برپایی این مجالس ذکر و هیئت های عزاداری فعالیت می کنند، یادآور می‌شوم که این کار جهادی و بزرگ خویش را ادامه بدهید. این تلاش های شما عزیزان از برترین اعمال جهادی در روزگار کنونی به شمار می رود. همانا این مجالس دینی از مؤثرترین سلاح هایی است که موجب می شود ایمان بر قدرت‌های کفر و شیطانی چیره شود. این راه را ادامه بدهید و نکند خدای ناکرده انسان های ضعیف النفس و کوردل برای محو این شعائر در میان شما نفوذ کنند. امید است که عزاداری های شما مورد تأئید ذات اقدس الهی قرار گیرد.

سوم: اکنون روی سخن من با خطیبان و واعظان منبر حسینی است. از شما سخنوران دینی خواستارم تمام تلاش خود را در راه نشر معارف ائمه معصومین(علیهم السلام)، بیان احکام شرعی و تحکیم باورهای دینی به کار بگیرید. همچنین با استفاده از ادله نقلی محکم و استدلال های عقلی به شبهات انحرافی پاسخ دهید تا از طرفی، باورهای مؤمنان را محکم تر از گذشته گردانید و از سوی دیگر ضمن اثبات اصالت منبر و کارآمدی آن ،بی پایه بودن ادعاهای افراد مغرض مبنی بر ناتوانی و ناکارآمدی منبر حسینی در بیان معارف الهی را بر همگان آشکار نمائید.

همچنین درخواست من از مداحان و مرثیه سرایان اهل بیت(ع) این است که در نوحه سرایی ها آن طور که متأسفانه امروزه در بعضی دسته های عزاداری دیده می شود، از نغمه های لهوی و موسیقی هایی طرب آمیز استفاده نکنند. از خداوند متعال می خواهم منبر حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) و مجالس مبارک ایشان را به واسطه مدّاحان متعهد و مومن حفظ نماید. چراکه اینان صدای رسای تشیّع و زبان ناطق مکتب اهل بیت می باشند.

در پایان بار دیگر لازم می دانم همه شیعیان در سراسر جهان را به لزوم توجه روز افزون نسبت به این روز بزرگ و پیامهای راهگشای آن توصیه نمایم و از همگان می خواهم در راه احیای این یوم الله عظیم بکوشند. انشاء الله همگان در سایه عنایات الهی و لطف حضرت ولی عصر(عج) موفّق و مؤید باشند.

و السلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته

سید محمد صادق حسینی روحانی

محرم ۱۴۳۲ هجری قمری-آذر ۱۳۸۹ هجری شمسی

  

منتشر شده در مقالات, مقالات علمی

توصیه حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی (مد ظله العالی) به مناسبت نیمه شعبان

توصیه حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی (مد ظله العالی) به مناسبت نیمه شعبان

بسم الله الرحمن الرحیم

 

قیامت در قرآن ۲۸ اسم دارد، یکی از این اسماء، یوم الحسرة است. آیه کریمه این است: {وَأَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِیَ الْأَمْرُ}.١  به نظر ما خود این آیه بس است.  کسی اگر بفهمد خطاب به کیست: [به] شخص خاتم، آن هم [به] عنوان انذار.  بعد متعلق انذار، اسمش یوم الحسرة است. بعد هم خدا می فرماید: دیگر کار، گذشته [است]. ما غافل بودیم و کوتاهی هایی کردیم که اگر خدا توفیق بدهد شاید جبرانی بشود.

     وقتی حضرت خضر با اسکندر به ظلمات رسید، خضر فرمود: زیر سُم این اسب ها چیزی است که هر کس بردارد پشیمان است، هرکس هم برندارد پشیمان است.  یک عده گفتند: حالا که عاقبت، ندامت است ما چرا زحمت به خودمان بدهیم پیاده بشویم. یک عده پیاده شدند، برداشتند.  وقتی ظلمات تمام شد، نگاه کردند دیدند زمرد است، آنهائی که برداشتند پشیمان که چرا کمتر برداشتند، یکدانه بیشتر حسرتش باقی است، آنهائی هم که به کلی برنداشتند پشیمان.  {وَأَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ} حقیقتش این است.

     در این دنیا ظلمات است. واقعا قرآن بهت انگیز است.  {اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ}.٢  در این ظلمات، گوهرها مخفی است، هر کس [از آنها] برداشت، روز قیامت در حسرت است [که] چرا کم کرده.  آنهایی هم که اصلا استفاده نکردند در حسرتی [است] که قابل وصف نیست، چون دیگر تدارک ممکن نیست، مثلا در شهادت حضرت زهرا ما می توانستیم یک آبادی دیگر را هم منقلب کنیم، نکردیم، حسرتش برای ابد خواهد بود، چون دیگرشهادت سال گذشته برگشتنی نیست، آن وقت اگر در آنجا هم یک هیئت بیرون می آمد در آن دِه، و اسم حضرت زهرا زنده می شد، نتیجه این بود.

     امام ششم بیانی دارد.  فهم اینها و رسیدن به کنه این کلمات در حد فقهایی است مثل شیخ انصاری.  بیان حضرت این است: رحم الله من أحیا أمرنا؛ این جمله از امام، آن حل مشکل یوم الحسرة است.  اولا: دعا به صیغه ماضی شده: رحم الله -نه یرحم الله- و خود این بحث مفصلی دارد.  نسبت تحققیه [در فعل ماضی] تفاوتش با نسبت ترقبیه [در فعل مضارع] چقدر است، آن بحث عمیق علمی است.  آن هم دعای کسی که اول علامت امام این است: إنما یعرف الإمام بالعلم وإجابة الدعوة؛ دیگر دعای او محال است رد بشود.  آن وقت دعا این است: خدا رحمت کرده نه رحمت می کند، خدا رحمت کرده کسی که امر ما را احیا کند، آن وقت احیاء امر چیست؟  آن رحمت چیست؟

     اولا: رحمتی که حضرت خواسته، باز باید به خود قرآن رجوع کرد. متن قرآن این است: {وَرَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ}٣ آنچه تمام افراد بشر از بدو خلقت تا آخر اندوخته کنند ارزش یک رحمت را ندارد.  این رحمت را امام خواسته، آن هم برای کسی که امر آنها را احیا کند.

     این است که ما تا حالا چه ها باختیم.  سالها گذشت شهادت حضرت زهرا خبری نبود و چه کارها می شد ما بکنیم و از دست رفت، حالا باید بیدار باشیم که در هر فرصتی حداکثر استفاده را بکنیم.  رحم الله من أحیا أمرنا.  آن حسرت به این جبران می شود چون هر چه هست در اینجاست.  آن جمعی که اصلا خلقت برای آنهاست، کسانی هستند که فانی شدند در خدا، یعنی در مقابل اراده خدا اراده را به کلی از بین بردند.  {وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا ، إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ}.۴  این نمونه کار[آنها] است.  آن وقت هستی ها همه فانی شده در راه اراده خدا.  این است که آن خدائی که {إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ}،۵ اراده اش شده اراده آنها.

     این زیارت زیارتی است که شیخ صدوق می فرماید: اصح زیارات است.  آن را فقها می فهمند. شیخ، آن هم در من لا یحضر، از همه زیارات، این زیارت را انتخاب کرده [به] اصح الزیارات، آن وقت در این زیارت این است:

 

إرادة الرب فی مقادیر أموره تهبط إلیکم وتصدر من بیوتکم

 

کسی که کار برای اینها بکند آن کار اصلا قابل تقدیر نیست. این است که ما در حجابیم و نمی فهمیم، چون مطلب فوق ادراک ماست. اولا: باید بشناسیم کار برای کیست؟  مثلا نیمه شعبان در پیش است، نیمه شعبان چیست، چه اتفاقی افتاده، کیست صاحب این روز، اصلا عقل مبهوت است. امام زمان قابل وصف نیست.

     من خودم وقتی به این قضیه می رسم اصلا مبهوتم. سنی و شیعه[نوشته اند]… و از عجایب این است.  حالا اگر خدا خواست در یک فرصتی من شرح خواهم کرد این حدیث را، حدیث این است: اصحاب او به عدد اصحاب بدر اند، هر یک از آنها یک شمشیردارد.  این را خوب درک کنید. اگر نوکر این مقام را دارد، آقا مقامش چیست؟ هر یک از آنها یک شمشیر دارد، بر قائمه آن شمشیر، هزار کلمه نوشته شده،۶ از هر کلمه ای هزار باب علم باز می شود.  این مقام اصحاب امام زمان است، بعد آن جمله ای که محیر العقول است، این است: لم یسبقهم الأولون ولایدرکهم الآخرون.٧  این ٣١٣ نفر مقامی دارند که تمام اولین… ، اولین یعنی چه؟ تمام اولیاء الله از گذشته و تمام اولیاء الله در آخرین، از اولین تا آخرین، همه اولیاء خدا به گَرد این ٣١٣ نفر نمی رسند.

     این مقام اصحاب اوست، خود او کیست؟  رتبه او چیست؟  قضیه امام زمان محیر العقول است.  اگر مردم بفهمند، شب نیمه شعبان باید مملکت یکپارچه مستغرق بشود.

     در عالم همچو اتفاقی نیفتاده. وقتی پیغمبر به معرفی او می رسد بیان حضرت این است: المهدی من ولدی؛ بعد آنی که عقل را مبهوت می کند این دو جمله است: إسمه اسمی وکنیته کنیتی. اسم و کنیه خاتم برای احدی جائز نشده، منحصرا در حجة بن الحسن است.  اسم، اسم خاتم، کنیه، کنیه ی خاتم.  آن جمله ای که مثل شیخ انصاری را مبهوت می کند، این است: أشبه الناس بی خَلقا وخُلقا؛ هر کسی روحی دارد، بدنی دارد، نخبه بدن ونخبه روح در عالم هستی خَلق وخُلقِ شخصِ اولِ عالمِ امکان است و او خاتم النبیین است.  بعد خود او می فرماید: أشبه الناس؛ در تمام بشریت شبیه تر به من، هم در خلقت از جهت جسم، هم در کمالات روح، از مهدی اشبه به من نیست.  این است که وصف امام زمان فوق تصور ماست.

     مردم شب نیمه شعبان هنری که دارند چراغانی…، ولی کیست صاحب آن شب.

     شیخ طوسی در مصباح المتهجد دعای شب نیمه شعبان را که ذکر می کند، اصلا مغز هر حکیم و فقیهی را مبهوت می کند. تعبیری که از امام زمان شده دو کلمه است: نورک المتألق وضیائک المشرق؛ امام زمان نور الله است اما نور الله المتالق، امام زمان ضیاء الله است اما ضیاء الله المشرق. این بیان حجت خداست، آن هم در مصباح المتهجد شیخ الطائفه شیخ طوسی. امام زمان این است.

     سوره والشمس را همه خواندید: {وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ، وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا ، وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا}.٨  سه کلمه پشت سر هم است: آن شمس، تاویلش خاتم النبیین است، آن قمر، امیرالمؤمنین است، آن نهار حجة بن الحسن است. {وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا.}

     همه تان تصمیم بگیرید و این کار را هم رواج بدهید: شروع کنید هر ماه بدون استثنا یک ختم قرآن بکنید و آن [ختم] قرآن را هدیه به خود امام زمان بکنید. این کار، بعد معلوم می شود اثرش چیست؟ اینها اکسیر احمر است منتها ما وقتی بیدار شدیم که کار گذشته است.

     من چند سال قبل به این روایت برخوردم که روایت هم سندش به حدی از اعتبار است که فقیهی، آن هم فقیهی که ما می گوییم هر کسی نیست.  ما فقیه را شیخ انصاری می دانیم، میرزای شیرازی می دانیم، شهید اول، شهید ثانی.  حدیث که ما به آن برخوردیم و عقل را مبهوت می کند نتیجه اش این است: کسی که عملش این باشد یعنی هر چه می تواند قرآن بخواند [و] هدیه کند به او، سزای قطعی اش- که شبهه ندارد- این است که: کان معه؛ اصلا جزایش می شود معیت.  بهشت دیگر خبری نیست ارزشی ندارد.  کسی که کارش این باشد: آنچه میسر است قرآن بخواند و هدیه به امام زمان بکند، آنچه به او می دهند این است که در دنیا و آخرت با او خواهد بود.  با او بودن یعنی چه؟  خود معیت با امام زمان… امام زمان آن است: من أراد أن ینظر إلی آدم وشیث فذا أنا آدم وشیث.  وقتی [که] ظهور می کند، می فرماید: هر کس اراده دارد آدم و شیث را ببیند من آدمم، من شیثم، من نوحم، من سامم، من ابراهیمم، من اسماعیلم، من موسایم، من هارونم، من عیسایم، من شمعونم، تا می رسد به این جا: من أراد أن ینظر إلی محمد وعلی فذا أنا محمد وعلی.

     امام زمان یعنی عصاره تمام انبیا و تمام اوصیا.  خدمت به او، کار کردن برای او، نشر مناقب او، بسط فضایل او، احیاء امر او، آن هم در زمان غیبت او، این گوهری است که فردای قیامت [حسرت می خورید که] یک قدم بیشتر ما می توانستیم [برای او] بر داریم و بر نداشتیم.  علی ای حال!  امیدواریم خدا که اسم شما را در این دفتر نوشته، البته [این نوشته شدن] بی خود نیست [بلکه بر اثر] یا لقمه پدرتان بوده یا شیر مادرتان، یا یک عمل صالحی داشتید که خدا انتخابتان کرده و الا هر کسی نمی شود اسم در دفتر صدیقه کبری بنویسد و برای آن شبی که امیرالمومنین آرزوی مرگ کرد، آن روز، آن شب را احیا کند.  این مقامی است که قابل وصف نیست.  این توفیقی است.  سعی کنید اسمتان قلم نخورد و کار کنید، [و] افراد دیگر را هم ضمیمه کنید چون این کارها سنگین است، این عده کم است.

     هر چه افراد دلسوزِ فهمیده که بفهمند عظمت مطلب را، جلب بشوند برای این کارها، و هرچه این مناسبات به حد اعلا انجام بشود، آن وقت اثرش دو جاست دو جائی که اصلا گفتنی نیست: یکی آن لحظه ی جان دادن [که] إجتمعت علیهم سکرة الموت وحسرة الفوت؛٩ آن وقت است که بدون تردید: یا حار همدان من یمت یرنی.١٠  هرکس بمیرد مرا می بیند استثنا هم ندارد. آن دم امیرالمومنین به بالین تو می آید بعد نگاه می کند می بیند تو همانی که برای همسر پهلو شکسته او این جور جان کندی، دیگر عزرائیلی نمی ماند.  یکی هم روز قیامت کبری است که انبیا همه می گویند: وانفسا؛ یک مرتبه او [فاطمه زهرا] می آید و پیراهن غرقه به خونی روی سرش می اندازد، بعد می گوید: یا رب شیعتی. جبرئیل نازل می شود، می گوید: ای کنیز خدا!  خدا به تو سلام می رساند، می فرماید: هرچه می خواهی بخواه که امروز به تو داده می شود.  روایت این است: همان طوری که مرغ دانه ها را جمع می کند شیعیان و خدمتگزارانش را این جور جمع می کند.  این اجر عمل شماست.

     خلاصه! قدر نعمت را بدانید، در این راه خسته نشوید و هر چه بکشید… {لَا یُصِیبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَا مَخْمَصَةٌ فِی سَبِیلِ اللَّهِ.}١١  سبیل الله چیست؟  [در] زیارت جامعه است: انتم السبیل الاعظم والصراط الاقوم. این است عمل شما.  {الا کتب لهم به عمل صالح}.١٢  این است اجر عمل شما.

     اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعة وفی کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا.

     سر ساعت ١١. آن هم برنامه را این جور قرار بدهید: آن شب حتما باید سوره یس مردم بخوانند، بعد از سوره یس ،زیارت سلام علی آل یس. و سوره را به خود امام زمان هدیه کنند. بعد سر ساعت ١١ به اسم امام یازدهم دعای فرج شروع بشود.

 


١قرآن.  سوره مریم، آیه ٣٩.

 

٢قرآن.  سوره بقره، ٢۵٧.

 

٣قرآن.  سوره زخرف، ٣٢.

 

۴قرآن.  سوره انسان، ٨-٩.

 

۵قرآن.  سوره یس، ٨٢.

۶شیخ الصدوق.  کمال الدین.  قم: دار الکتب الاسلامیه، ١٣٩۵ هـ.ق.، ج.٢، ص.۶٧١.

 

٧ابی عبدالله الحاکم.  المستدرک علی صحیحین.  بیروت: دار الفکر، ١٩٧٨ م.، ج.۴، ص.۵۵۴.

 

٨قرآن.  سوره شمس، آیه ١-٣.

 

٩امام علی (ع). نهج البلاغه.  قم: انتشارات دار الهجره، ص.١۶٠.

 

١٠ابن ابی الحدید.  شرح نهج البلاغه.  قم: کتابخانه آیت الله مرعشی، ١۴٠۴ هـ.ق.، ج.١، ص.٢٩٩.

 

١١قرآن.  سوره توبه، آیه ١٢٠.

 

١٢همان.

منتشر شده در مقالات, مقالات علمی

برادری بین مؤمنین

برادری بین مؤمنین

متن سخنرانی حاج شیخ حامد سلطانیان در شب سوم شعبان.

 

بسم اللّه الرحمن الرحیم ‌‌

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سید المرسلین، و فخر العالمین، و رحمة الله علی الاوّلین و الآخِرین، سیدنا محمد و آله الطیبین الطاهرین، سیما بقیه الله فی الارضین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین.

خداوند تعالی در سوره ححُجُرات، آیه ١٠ می فرماید: {إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ} (مؤمنان برادر یکدیگرند؛ پس بین برادران خود صلح بر قرار کنید و تقواى الهى پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید!)

با این آیه، خداوند متعال بین مؤمنین برادری برقرار و به آن امر می کند.  یکی از مسائلی که در اسلام به آن تأکید بسیار شده برادری بین مؤمنین بدون در نظر گرفتن نژاد و ملیت آنان است که هم در کلام الله و هم در احادیث اهل بیت عصمت و طهارت صریحا مطرح شده.  به دلیل اهمیتی که اسلام به برادری بین مؤمنین داده – باید توضیح داده شود که وقتی می گوییم برادری منظور فقط آقایان نیست و روی سخن با خواهران نیز میباشد و منظور خصلت برادری و خواهری بین تمام مؤمنین است، – به دلیل اهمیتی که اسلام به برادری بین مؤمنین داده علمای شیعه در مورد این مسئله در کتب حدیثی و اخلاقی تلاش بسیار نموده اند و ما امشب فقط یک حدیث که از امام جعفر صادق (علیه صلاة و السلام) نقل شده را از بین احادیث زیادی که در این مورد به ما رسیده است، نقل می کنیم.  اهل تأمل و فکر ،اسرار سعادت و کمال زندگی اجتماعی را در همین چند جمله مشاهده می کنند.

عیسی بن ابی منصور می گوید: « من، عبد الله بن ابی یعفور و عبدالله بن طلحه نزد ابو عبد الله (علیه صلاة و السلام) بودیم. امام (علیه السلام) شروع به صحبت کرد و فرمود: یا ابن ابی یعفور، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده: هر کس که دارای شش خصلت باشد نزد خداوند از افراد طرف راست خواهد بود.  ابن ابی یعفور پرسید: فدایت شوم، آنها چیست؟  فرمود: برای برادر مسلمان خود آن چیزی را دوست بدارد که برای نزدیکان خود دوست می دارد؛ و آن چه را که برای نزدیکان خود از آن کراهت دارد برای او نیز کراهت داشته باشد…»١

دقت کنید به این نصیحت.  اگر مؤمنین فقط این قسمت نصیحت را به کار بگذارند تا چه میزان میتوانند مقدار زیادی از مشکلاتی که در جامعه مشاهده می شود از بین ببرند.  دوست نداری سرت کلاه برود، سره برادر مؤمنت را کلاه نگذار!  دوست نداری بهت توهین کنند، به برادر مؤمنت توهین نکن!  دوست نداری پشت سرت حرف بزنند یا غیبت عیب هایت را کنند، پشت سر برادر مؤمنت حرف نزن و غیبت نکن!

در اصل ، معنی ساده این جمله این است که برادر مؤمنت را از خودت بدان، مثل نزدیکانت که  آنها را از خودت می دانی.

یا همانطور که در حدیث دیگری از آن حضرت آمده، نسبتی که مؤمنین به یک دیگر دارند مثل نسبتی است که بین اعضای بدن وجود دارد، اگر قسمتی از بدن مبتلای دردی شود، جمیع بدن آن را احساس می کند.٢

پس اول، دوست بدارید برای برادر مؤمن خود چیزی که برای نزدیکان خود دوست می دارید.

دوم، اگر چیزی را برای نزدیکان خود دوست ندارید آن چیز را برای برادر مؤمن خود نیز نخواهید.

سومین خصلت که امام به آن امر می کند این است: «با او با اخلاص رفتار کند…».

ابن ابی یعفور گریه کرد و پرسید: «کیفیت با اخلاص رفتار کردن با او چیست؟»

امام صادق (علیه صلاة و السلام) فرمود: «یا ابن ابی یعفور!  اگر حالت اضطراب و ناراحتی برای برادر مؤمنش پیش آمده، او نیز با او در آن شریک و همدرد باشد، و اگر او شادمان است او نیز شادمان شود.  اگر اندوهناک است و غصه ای دارد با او در آن اندوه شریک باشد و اگر توان برطرف کردن اندوه و غصه او را دارد، آن را برطرف کند، و اگر نه برای او به درگاه خداوند دعا کند.»٣

خوب دقت کنید. مفهوم واقعی این جملات چیست؟  یعنی، برادر مؤمنت را با نفس خودت یکی بدان.  اگر چیزی بر او اثر می گذارد، بر تو هم اثر بگذارد.  اگر او خوشحال شد، تو نیز خوشحال باش و اما اگر او ناراحتی یا اندوهی داشت ناراحتی و اندوه او را احساس کن، همانطور که ناراحتی و اندوه خود را احساس می کنی.

اگر ناراحتی برایت پیش آید، چه می کنی؟  اگر توان برطرف کردنش را داشته باشی، برطرف می کنی، چون که هیچکس نمیخواهد که سختی داشته باشد.  پس، اگر برادر مؤمنت را مثل خودت می دانستی اگر برای او هم ناراحتی یا اندوهی بود، سعی می کنی که آن را برطرف کنی.

از خود دانستن یک برادر مؤمن یعنی چه؟  در قسمتی از یک حدیث دیگر، امام صادق (علیه صلاة و السلام) می فرماید: «حقی که یک مسلمان بر مسلمان دیگر دارد آن است که نباید برادر مؤمنش گرسنه باشد، در حالی که او سیر است، و نباید برادر مؤمنش تشنه باشد، در حالی که او آب می نوشد، و نباید برادر مؤمنش عریان باشد، در حالی که او ملبس است.»۴

بعد امام صادق (علیه صلاة و السلام) می فرماید: «این سه خصلت برای شماست و سه خصلت باقی مانده دیگر برای مومنین درمورد ما (یعنی اهل بیت) است: باید فضیلت و اولویت ما را بدانید و قبول کنید، باید از ما پیروی کنید و منتظر عاقبت و پیروزی ما باشید.  پس هر کس دارای این خصال باشد نزد خداوند طرف راست او خواهد بود و آنهایی که مادون آنها هستند به نور آنها منور خواهند شد.

«آنهایی که در طرف راست هستند، حالت آنها طوری است که اگر دیگران به آنها نظر کنند، زندگی برای آنها غیر قابل تحمل خواهد بود چرا که فضل و جایگاه آنها را می بینند و غبطه میخورند.»

ابن ابی یعفور پرسید: «چرا دیگران آنها را نمی بینند اگر از افراد طرف راست خداوند هستند؟»

امام (علیه صلاة و السلام) فرمود: «آنها را انوار الهی پوشانیده.  آیا نشنیده ای روایت حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرمود: همانا که مؤمنین طرف راست و نزد خداوند خواهند بود، و وجوهشان از برف سفیدتر خواهد بود و از خورشید درخشان منورتر؟  و سؤال کنندگان سؤال خواهند کرد که: آنها کیستند؟  و به آنها گفته می شود: اینان، آن کسانی هستند که همدیگر را برای خداوند دوست می داشتند.»۵

بار الها، شفاعت سید الشهدا، حضرت امام حسین، و زینت عبادت کنندگان، حضرت امام سجاد و قمر بنی هاشم، ابوالفضل عباس  (صلوات الله علیهم) را نصیب ما بگردان.

 خدایا در فرج آقا امام زمان تعجیل فرما.

وصلّى الله على رسوله والائمّة المیامین من آله  وسلّم تسلیماً کثیرا،ً  والعن علی الجبت والطاغوت. 

 
 


١ مرحوم ثقة الاسلام کلینی.  الکافی.  تهران: دار الکتاب الاسلامیة، ١٣۶۵ هـ.ش.، ج.٢، ص.١٧٢، حدیث شماره ٩.

 

٢ الکافی.  ص.١۶۶، حدیث سماره ۴.

 

٣ الکافی.  ص. ١٧٢، حدیث شماره ٩.

 

۴ الکافی.  ص. ١٧٠، حدیث شماره ۵.

 

۵ الکافی.  ص. ١٧٢-١٧٣، حدیث شماره ٩.

 

© هیئت خیریه فاطمه زهرا صلوات الله علیها. تمامی حقوق برای این سایت محفوظ می‌باشد.

منتشر شده در مقالات, مقالات علمی

.
© هیئت خیریه فاطمه زهرا صلوات الله علیها تمامي حقوق براي اين سايت محفوظ مي‌باشد.